![]() |
![]() |
|
| گریستم چون کفش نداشتم ! تا اینکه مردی را دیدم که پا نداشت !!! |
|
زیر سقف آسمون زیر این گنبد نیلی کبود یکی بود یکی نبود هیچ کس از قصه ی خود جدا نبود یکی تنها بودو خسته یکی بی صدا نشسته یکی دنبال یه لقمه نون خا لی یکی پول رو پول می ذاشت و بی خیا لی یکی فکرای عجیب داشت یکی ثروتی عظیم داشت یکی دستاش پرپینه های کاری توی سفرش چند تا تیکه نون خا لی با تموم غصه هاش زمزمه بود روی لباش شکر الهی یکی پشت میله ها بود دور از آفتاب خدا بود یکی آزاد و رها بود توی کوچه ها می گشت دنبال کار بود یکی حال عاشقی داشت شب و روز گریه می کرد دنبال یار بود. یکی بیماره و تنها همه وقت منتظر مردن دردا یکی اهل رفتن به دور دنیاست همه چیز واسش عجیبه حتی رنگ چهره ی مردم دنیا. یکی فکر جنگ و دعواست یه بغل موشک گذاشته واسه فرداش تو چشاش شعله ی آتیش زده ی مردم بیچاره چه پیداست. یکی کارو زندگیش فقط شده شعار خا لی هی می گه این می کنم اون میکنم تا برسیم به یک نوایی یکی اهل هنره ، عاشق نقشه فکرو جسمش رو می ذاره واسه حرفش. یکی دستاش پر فکره رو ورقهای سفید ریز و درشت لحظه ها رو تند نوشته. یکی عا لمه با علم می گرده دنبال حقیقت یکی پای تخته تفهیم می کنه درس و به کودک. یکی خواننده می شه با تار و تنبک همه عا لم می خونن شعراشو از بر. یکی هیچی نداره فقیر و بی پول سکه های آدما براش می شه نون. یکی چشم داره فقط به مال مردم نه به فکر زحمته نه فکر کاره جیب زدن براش نه ننگه و نه عاره. یکی پشت میز قانون می کنه حرفارو خوب گوش همه چی رو میکنه رو میخونه حکمشو اون زود گاهی آروم گاهی وارو. ... یکی اینجا یکی اونجا زیر سقف آسمون آدما پیدان یکی زندگیش درازه یکی عمرش قد گلهای تو باغچه یکی فردا چشاشو باز می کنه روز دوباره واسش آفتاب میزنه تو گلدونش گل میده ریشه یکی می خوابه دیگه واسه همیشه کتاب قصه ی هر کی بسته می شه. مرجان جون شعرت خيلي قشنگ بود hg hg hg انسان به ميزان برخورد هايي كه در زندگي دارد انسان نيست بلكه به اندازه نياز هاي كه در خويش احساس مي كند انسان است . hg hg hg الهي : چون توانستم ندانستم و چون دانستم نتوانستم ! الله به فرياد من بي كس رس فضل و كرمت يار من بي كس بس هر كس به كسي و حضرتي مي نازد جز حضرت تو ندارد اين بي كس كس در پناه خا لق نيلوفر ها مهربان و شكيبا بمانيد دوستون دارم
ا لميرا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 6:47 توسط المیرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست /
امتحان ریشه هاست / ریشه ای هرگز اسیر باد نیست زندگانی پیچکی ست / انتهایش می رسد پیش خدا ... ××××××××××× سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات اجازه هست تو شعر من اثر بزاره خند ه هات شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات اجازه هست بياي پيشم يك كم بگم دوست دارم تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل رو ي موهات بزارم اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني ؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني اجازه هست خيال كنم بازم مياي مي بينمت |
| پیوندها |
|
اینم سایت رسمی شهریار کلیک کن اگه دوسم داری محسن چاوشی حامد هاکان محمد سیاوش قمیشی گروه موسیقی جم ( مهرزاد ) دنیای عکس ( المیرا ) جامعه شناسی (علی عزیزی ) ...عشق بی همتا... |
|
RSS
|