![]() |
![]() |
|
| گریستم چون کفش نداشتم ! تا اینکه مردی را دیدم که پا نداشت !!! |
|
سلام به همگی : دیشب پشت خلوت ثانیه ها یکی از جنس آینه می گفت : بیا دل کبوتر هایی را که به سایبان پنجره ی ما دلخوش کرده اند نشکنیم ! ********************* توی باغا گل سرخی ، توی آسمون ستاره جایی رو سراغ ندارم که نشون از تو نداره تاریخ تولد تو توی دفتر حسابم شب که چشمامو می بندم باز نمی زاری که بخوابم عکس تو جور عجیبی توی چشمام می درخشه دیوونه ام خدا می دونه کاش خودش منو ببخشه توی تابستون نسیمی ، آفتابی توی زمستون تو همونی که گرونه نمیاد به دستم آسون وقتی من تو آسمونم ، تو توی راه زمینی مشکل اینه چون عزیزی هر جا باشی نازنینی سفر دور و درازت بی خطر باشه الهی بی خبر منو گذاشتی اما نه تو بی گناهی توی خرداد گل یاسی ، توی آبان گل مریم چه شکنجه ی قشنگی می کشی تو منو کم کم ******** تو مث اون گل سرخی مث اون حرفی که ناگفته مث پرواز واسه قلبی که یکی بالهاشو ********* غریبه های آشنا مرغ احساس بشر در قفس است به نوشتن شاید واژه ای پر گیرد قد افکار بشر و به اندازه یک غربت محض از سر شاخه انگیزه و شوق برود دور نه دوری که نهانست زچشم در قفس خاطره ای نیست که با ان بشود عاشق پرواز کبوتر ها شد به نوشتن شاید بشکنه این قفس مبهم به نوشتن شاید بشود رفت به دور *********** نکنه یادت رفته باشه ، یه روز و روزگاری بود واسه شب های بی کسیت ، عاشق بی قراری بود نکنه که وقتی نبودم ، دل به کسی باخته باشی دلی که بهت هدیه دادم نکنه دور انداخته باشی نفس نفس می زنم ، من از تو دم می زنم ، نگو نگو رسم روزگاره من همه رو به هم می زنم من همونم که شعراشو فقط به تو هدیه می داد همون که ساخت آهنگ برات با ریتم بارون رقص باد اما حالا قهری با ما یه روزی باز تنها می شی ، می گی هاکان واسم بخون می گی هاکان بازم **************** اینم یه شعرخوشگل از اقا شاهرخ عزیز به خاطر ندارم کجا ديدمش نگاهی که عمری پرستيدمش نشستم برای دلم در خيال ز اشعار سعدی تراشيدمش چنان خواب بود و حقيقت نداشت و گر نه به هر شکل می چيدمش سلامی به من کرد و آمد جلو بدون تعارف پسنديدمش ز دنيای ابی عاشق شدن زدم دل به دريا و پرسيدمش جوابم نداد و کمی سرخ شد گمان کردم آن لحظه دزديدمش نمی دانم اخر خدايا چرا نشد قسمت من نبوييدمش غمش تا قيامت به دل ماند و رفت وای کاش هرگز نميديدمش بله رفت اما نه از شعر من غزل گفت هرگز نبخشيدمش مهندس شا ه علی http://shahrokhpoems.persianblog.com ********************************* پس از اون عاشقی از تو نمی شه دیگه غافل شد با اون دیونه گی ها که نمی شه دیگه عاقل شد پس از اوئن با تو بدن ها ، غذاب بی تو تنهایی نمی خوام بی تو امروز و نمی خوام بی تو فردایی تن و جونم همه پر بود ز شوق دیدن رویت ، ستاره ها همه کم بود بریزم بر سر و رویت یه روزی مست اون چشمات ز خود هم بی خبر بودم چه بی پروازه جام عشق ، هزاران جرعه نوشیدم میون بستر رویا فقط خواب تو می دیدم تو رو از نم نم بارون تو رو از قصه پرسیدم نگو که جای خالیتو تحمل می شه کرد اسون کدوم سبزی به جا مونده بدون آب و بی بارون ************************* هر روز در سکوت خیابان دوردست
********* سرنوشت ننوشت ، گر نوشت ، بد نوشت ، سر نوشت را نمی توان از سر نوشت هیچ وقت سعی نکن جای کسی باشی ، چون اونوقت جای تو ، توی دنیا خالی می مونه ! ******* امیدوارم از این پست هم خوشتون بیاد
دستون دارم قربون شما المیرا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 8:42 توسط المیرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست /
امتحان ریشه هاست / ریشه ای هرگز اسیر باد نیست زندگانی پیچکی ست / انتهایش می رسد پیش خدا ... ××××××××××× سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات اجازه هست تو شعر من اثر بزاره خند ه هات شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات اجازه هست بياي پيشم يك كم بگم دوست دارم تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل رو ي موهات بزارم اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني ؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني اجازه هست خيال كنم بازم مياي مي بينمت |
| پیوندها |
|
اینم سایت رسمی شهریار کلیک کن اگه دوسم داری محسن چاوشی حامد هاکان محمد سیاوش قمیشی گروه موسیقی جم ( مهرزاد ) دنیای عکس ( المیرا ) جامعه شناسی (علی عزیزی ) ...عشق بی همتا... |
|
RSS
|