![]() |
![]() |
|
| گریستم چون کفش نداشتم ! تا اینکه مردی را دیدم که پا نداشت !!! |
|
سلام دوستان
سلام به همه کسانی که از دست من دلخورن واسه هک کردن این وبلاگ ولی من گفتم که قصدم مردم آزاری نیست. بگزریم. واستون مطلب جدید دارم.این مطالب رو از این بنده حقیر قبول کنید.باور کنید اداره ۳ وبلاگ سخته اونم با این همه کاری که من دارم. شيشه دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پرپر مي شود با خودم عهد بستم بار ديگر که تورا ديدم ... بگويم از تو دلگيرم ولي باز تو را ديدم و گفتم : بي تو ميميرم بازيچه به من نگفتي که مي خواي تنهام بذاري و بري دوسم نداري نمي خواي ديگـــــه کنـارم بموني به مـــن نگفتي کـــه دلــم بازيچه عشق تو بود فقط مي خواستي با دروغ غرورمو تو بشکوني رفتي و بــــا رفتن تــو چشماي من باروني شـد شکستم از غصه اي که برام گذاشتي يــــــادگار شـــدم گرفتار دلي کــــه طـاقت دوري نداشـــت موندم به کي شکوه کنم از دست رســـم روزگار رفتي و بيتابي اومــــد همه وجــــودم و گــــرفت بغض جـــدايي يــــه دفه راه گلـوي
هيچ وقت حسود نبودم ولي از ديدن شادي ات به خود مي پيچم هيچ وقت بدجنس نبودم ولي آرزو دارم يك روز خوش هم نبيني هيچ وقت بدگمان نبودم ولي مطمئنم تو هر ثانيه به من خيانت مي كني با تمام اينها خوشحالم كه هنوز عاشقت نشدم، فقط حاضرم برايت بميرم
ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 1:33 توسط المیرا |
|
|
سلام عزیزان
اگه راستشو بخواین این وبلاگ توسط من هک شده حالا چی بخواین چی نخواین کاریه که من چند وقته روش وقت گزاشتم. لطفا" شماها هم جوش المیرا رو نزنید چون اون حالش از من بهتره. در ضمن این وبلاگ اصلی من هست.: این هم وبلاگ تخصصی من درباره کارم هست : لطف" اگر نظری هم دارید در وبلاگ من:سارا۱۰۱۰امیر بزارید.همون آدرس اولیه. اگر هم خیلی دوست دارید پس المیرا رو بهش پس بدم نظرتون رو در وبلاگ من بگید. بای |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 19:2 توسط المیرا |
|
|
این وبلاگ رو از این به بعد من اداره می کنم.
نظرتون چیه؟ از چه نوع مطالبی خوشتون میاد؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 11:14 توسط المیرا |
|
|
این وبلاگ رو از این به بعد من اداره می کنم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 11:12 توسط المیرا |
|
|
بین دو راهی موندم تو کوچه های غربت ***************** وقتي كه گريه ام ميگيره ? دلم ميگه مباركه قدر اشكاتو بدون ? هنوز چشات بي كلكه وقتي كه گريه ام ميگيره ? يه آسمون بارونيم اما به كي بگم خدا? من تو دلم زندونيم؟ سرمو بالا ميگيرم? كسي جوابم نميده خيلي شباست يه رهگذر? به گريه هام نخنديده چه روزو روزگاريه? منو يه دنيا بي كسي شدم يه مشت خاطره? يه كوره ي دلواپسي ميخوام تلافي نكنم? غربت دل رو ميشكنم دارم به جرم سادگيم? چوب حراجم ميزنند تو اين ولايت غريب? دلمرده ها عزيز ترند قحطي عشق عاشقاست ? قلبهاي سنگي ميخرنند هر كس عشق را تعريف كند ، آن را نشناخته است ***************
راضي مي شي ؟ اگه من داد بزنم ! همش بگم دوست دارم راضي مي شي ؟ اگه من جار بزنم ! همه رو با خبر كنم راضي مي شي ؟ اگه من ياغي بشم! همه درا رو بشكنم راضي مي شي ؟ اگه من تا اخر قلبت تا نهايت بپرم راضي مي شي ؟ اگه باز مثل قديما ! دلت و دست بيارم راضي مي شي ؟ اگه اين بازي عشقو از رقيبم ببرم
راضي مي شي ؟ من كه گفتم ديگه بي تو زندگيم بي معني اگه اين معني رو توي زندگيم حكش كنم راضي مي شي ؟ من كه گفتم توي دلم كسي ، ديگه جاي تو رو نمي گيره اگه جاتو ، تو دلم تثبيت كنم راضي مي شي ؟ اگه من روزي تو رو تو خاطرات ، جا بزارم خودمو از دست اين زندگي هم خلاص كنم راضي مي شي ؟
********** الهي : ديگران مست شرابند من مست ساقي ،
مستي ايشان فانيست و از من باقي . مست توام از جرعه و جام آزادم مرغ توام از دانه و دام آزادم مقصود من از كعبه و بت خانه توئي ور نه من ازين هر دو مقام آزادم .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 15:5 توسط المیرا |
|
|
سلام به همه دوستاي خوبم ، دوستاي خوبي كه هيچ وقت فراموشم نكردند . خيلي از شما ها گله داشتيد از من كه چرا بهتون سر نمي زنم چرا ديگه
مث سابق نيستم و خيلي ديرآپ مي كنم . به جون اوني كه من دوسش دارم فراموشتون نكردم كاراي زيادي
داشتم كه بيشتر وقتمو گرفته بود . ديگه وقتي نداشتم كه بهتون سر بزنم واسه تشكر از شما تصميم گرفتم
اين پست و اختصاص بدم به شما و شعر هاي زيبايي كه شما دوستاي
خوبم برام فرستاده بوديد اميدوارم منو به خاطر تا خيرم و طولاني شدن
پستم ببخشيد . دوستون دارم الميرا
* * * * * * * * * * * * * * نمی دونم چشای تو حالا خوابه یا بیداره
اما این خونه هنوزم بوی عطر تو رو داره
واسه تو تنگه دل من اگه نزدیک اگه دورم
نمی دونم چرا هر روز یاد چشم تو می افتم
می خوام امشب بنویسم حرفایی رو که نگفتم
می مونم منتظر تو تا نشینی نمی شینم
گلا رو از توی باغچه روی مو های تو چیدم
موفق باشي * * * * * * * * * * * * * * بی وفا از تو بگم دل دنیا می شکنه
آقا سياوش گل **************** باور کن ایستاده ای و بودن را نفس می کشی، آری همان وقت که اسطوره ذهنت آرام به سوی تباهی می رود، همان جا که تو سطر آغاز افسانه هامی شوی،همان جا که در ادراک خاطراتی تلخ معلق می مانی، یک نفر
هم دلی برای نگاهت می تپد.پس چرا همچنان در هجوم خاطرات تلخ محصور مانده ای؟
و قدیمی ذهنت"گذشتن ها" را معنا می کنی آرام به بوم هزار رنگ خاطرات شیرین ومهربانی سرکش از شعله های جنون بیندیش.
کاه گلی غرورباشی، چرا هیچ گاه سعی نمی کنی پشت حصارهای سکوت را هم ببینی.
حصارهای کاغذی سکوت دنیای روشنی است، پر از اقاقی هایی که به دنبال یاسمی دوند، باور کن آسمان آنجا مثل آسمان "هرکجا" نیست،و رود هایش
باور کن آنجا عاشقی چشم انتظار توست. باور کنید ماه حسود نیست ستاره های حسود پشت سرش صفحه گذاشته اند. زهره جون ***********
هیچ کس شعر مرا باور نکرد یا که یک بیت از شعر مرا از بر نکرد هیچ کس اینجا برای دلخوشی
یک نظر حتی به این دفتر نکرد هیچ کس حتی برای لحظه ای خلوتش را با دل من سر نکرد هیچ کس گلدان عشق خویش را با گل احساس من زیور نکرد می رسد روزی که با من سر کنی می رسد روزی که مرگ مرا باور کنی می رسد روزی که تنها در کنار گور من شعر های تازه ام را مو به مو باور کنی ....!! ياس شكسته ( ماني عزيز ) روحش شاد ***************** ا شكا ي سرد *********************
كجا هستي |